احساس شکست

خرید بک لینک
روزي دانشمندى آزمايش جالبى انجام داد. او يك صندوقچه ساخت و با قرار دادن يک ديوار شيشهاى در وسط صندوقچه آن را به دو بخش تقسيم کرد.
در يک بخش، ماهى بزرگى قرار داد و در بخش ديگر ماهى کوچکى که غذاى مورد علاقه ماهى بزرگتر بود..
ماهى کوچک، تنها غذاى ماهى بزرگ بود و دانشمند به او غذاى ديگرى نمىداد.
ماهی بزرگ براى شکار ماهى کوچک، بارها و بارها به سويش حمله برد ولى هر بار با ديوار شیشۀ كه وجود داشت برخورد مىکرد، همان ديوار شيشهاى که او را از غذاى مورد علاقهاش جدا مىکرد…
پس از مدتى، ماهى بزرگ ازحمله به ماهى کوچک دست برداشت. او باور کرده بود که رفتن به آن سوى صندوقچه غير ممکن است!
در پايان، دانشمند شيشه ي وسط صندوقچه را برداشت و راه ماهي بزرگ را باز گذاشت.. ولى ديگر هيچگاه ماهى بزرگ به ماهى کوچک حمله نکرد و به آنسوى صندوقچه نيز نرفت !!!

میدانید چـــــرا ؟

ديوار شيشهاى ديگر وجود نداشت، اما ماهى بزرگ در ذهنش ديوارى ساخته بود که از ديوار واقعى سختتر، آن ديوار بلند باور خودش بود ! باوري از جنس محدودیت ! باوري به وجود دیواري بلند و غير قابل عبور ! باوري از ناتوانی خويش .

0.937914001322232932 jazzaab ir تصاویر ماهی های آکواریومی زیبا

***

ادما معمولا بعد از چند بار شکست خوردن, انگار حتی با خودشون هم لج

میکنن.میگن قسمت نیست دیگه!!

ولی واقعیت اینکه خودشون نمیخوان. من همیشه تو این لحظات به خودم میگم که من میتونم؛اخر روی قسمت رو کم میکنم.چون من به خودم و کارام اعتماد دارم.

چون همونطر که بنجامین فرانکلین گفته:

آب قطره قطره مي چكد و با پايداري و سماجت، سنگ بزرگ را سوراخ مي كند؛ موش با پشتكار و استقامت موفق به پاره كردن رشته محكمي از سيم مي شود و ضربه هاي پي در پي تبري كوچك، درخت كهن را از پاي در مي آورد.

***

شما چی؟چه قدر به خودتون اعتماد دارین؟


موضوعات مرتبط: داستان های اموزنده
برچسبها: امید , داستان اموزنده احترام...

ما را در سایت احترام دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 72 تاريخ: سه شنبه 9 آبان 1396 ساعت: 19:26

صفحه بندی